اعتراف
اعتراف مي كنم بخاطر اينكه ميخواستم وزنم كم بشه تو خونه سي دي ميذاشتم و مي ر.ق.ص.ي.د.م
بيست و هشت ماه صفر وسط مهمونها گوشيمو گرفتي روي دوزانو نشتستي و دستاي كوچولوتو رو هوا تكون مي دادي
نمي دونم از كي يادگرفتي دست بزني ولي ديشب براي اولين بار دست زدنت صدا داشت ديگه يادگرفتي گلم... دستي دستي دستي دستي چرا حنا نبستي مگر حنا گرون بود قيمت زغفرون بود بابا هم اين شعرو يادگرفته و برات مي خونه برات نوحه مي خونه و بهت ياد داده سينه بزني عسلكمممممممم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اعتراف
